أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

مقدمهء مصحح 17

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

در حاشيهء برگ 96 ب نيز چنين اشارتى آمده است : « فى منتصف صفر سنهء احد عشر سبعمائة تمت به خط عبد ضعيف جبريل بن محمد بن اسلام بن ايمان بن مؤمن رحمهم اللّه عليهم . » اين نسخه به غايت مضبوط و جالب است . نكته‌هاى املايى و شيوهء خط آن را اختصاصاتى است كه در زير برشمرده مىشود : 1 - پ و چ و گ را به شيوهء ديرينهء ب و ج و ك مىنويسد . گاه بر سر « ك » سه نقطه مىافزايد . 2 - در همهء موارد دال و ذال را رعايت مىكند . 3 - « كه » موصول و ربط را در بيشتر موارد « كى » مىنويسد . از اين شيوه در چاپ پيروى شد . 4 - هاى غير ملفوظ را در پايان كلماتى چون : چنانك . آنچ . آنك . هرچ . هرك انداخته است . 5 - همزهء « است » را به هنگام پيوستن به كلمهء پيشين در بيشتر موارد مىاندازد : مثالست . روزيست . رسالتست . ولى در هنگام اتصال به كلماتى كه به هاى غير ملفوظ پايان مىپذيرد ، اگر فعل باشد ، همزه را محفوظ مىدارد : گشته است . رسيده است . 6 - واژه‌هاى تازى و فارسى را كه به الف پايان مىپذيرد ، در حالت اضافه عموما به صورت همزه ، و در حالت توصيف به صورت ى نوشته است : كبرياء ، سرهاء ايشان ، بلاء سر ، درختهاى افراشته ، اژدهاى دمنده . 7 - « مى » استمرار و مضارع را بر سر افعال غالبا جدا مىنويسد : مىرود ، مىنهفت ، مىگويد ، مىبرند . 8 - همزهء بعد از الف را به شكل يا مىنويسد : حبايل ، سايل ، مايل . 9 - حرف اضافهء « به » را كه بر سر اسم و قيد مىآيد ، پيوسته مىنويسد : بخواب ، به‌يك‌بار ، بمعنى . 10 - ياى نكره و خطاب كلمات فارسى را كه به هاى غير ملفوظ ختم مىشود به صورت همزه مىنويسد : ديوانهء ، فرشتهء ، قصهء ، بگذاشتهء ، پنداشتهء ، برافراشتهء . به جاى : ديوانه‌اى . فرشته‌اى . . . 11 - هاى غير ملفوظ واژه‌ها را به هنگام پيوستن به علامت جمع « ها » حذف مىكند : شاخها ، چشمها ، پروانها . 12 - گويى ، جويى ، و هماننده‌هاى آن را « گوى ، جوى . . . » مىنويسد .